بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
179
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
زارها و ادخال كردن و درآمدن در هواى عفن و بخار معادن خبيثه و افراط جوع و عطش و بىخوابى و كم خوابى ؛ كه اين جمله رنگ روى را زرد كنند . و چون بسيار گشتن در باد و آفتاب و در زمينهاى شوره و برق غلبه و در سرما و بسيار خوردن چيزهاى نمك سوده و قاتق و خشكىفزا و امتلاء كردن و بسيار فروخوردن خشم و دريافتن باد سموم و بسيار بوييدن چيزهاى ترش و تلخ و بسيار توطن در گرد و غبار و غسل به آبهاى قابض و استقبال رياح و بسيار گذاشتن چرك بر تن و روى و سر ، كه اين جمله رنگ بشره را تيره كند . علاج حذر كردن از آن مغيرات و مداومت نمودن بر افعال كه روح و حار غريزى را فى الجمله به خارج مايل مىسازد از لذتها و كارهاى فرحانگيز چون صيد و لعبها و ملاحظه چيزهاى پر از عجايب و غرايب و ظرفا و استحمامات متعاقب معتدل و سماع اغانى و بحث علم و فكر در شطرنج و امثال آن . و پر خوردن غذا و ميوه و شربتهايى كه از آن خونى رقيق و صافى تولد كند چون شورباهاى لذيذ و كم ترشى كه از گوشت مرغ فربه و گوشت بره فربه و تغلى فربه پخته باشند با پياز و زعفران و يا اندك سير و يا به اندك فلفل و دارچينى و يا زنجبيل و گشنيز و نعناع و اسفناج و چون قمز و شير گاوى و انگور و خربزه شيرين و انجير تازه و سيب و انار شيرين و زردآلوى شيرين كم جرم و زرده بيضه نيم برشت و نان ميده گندم و جو و مغز بادام تر و جوز تر و سير و پياز و ترب و كرنب و كدو و خيار و گندنا و شراب سيب و بهى و جلاب . و به خوردن مفرحات و اطريفلات و رس و بلادر و زرنيخ و پرورده هليله و بليله و آمله و زنجبيل . و بوييدن عطرها و رياحين تازه . و بر سكون در مقامهاى خوش و هواى تر و نمناك . و بر شستن روى و پوست تن به روشوىها كه از آرد باقلا و لوبيا و ترمس در آب هندوانه پرورده ساخته باشد و به اشنانى كه سوده و به آب خربزه پرورده باشند به شرطى كه به چشم نرسانند . و گاه باشد كه به تنقيههاى معتدل مرطب احتياج افتد جهت دفع خلط مفسد لون و تدبيرات بعد از آن انفع آيد . بيان طلاى نافع : آرد جو و آرد باقلا از هريك جزوى ، آرد نخود و آرد عدس مقشر و نشاسته گندم از هريك نيم جزو و تخم خربزه پاك كرده دو جزو و زعفران چندانكه رنگ او پديد آيد جمله را اندر آب هندوانه بسرشند و شب طلا كنند و روز به طبيخ بنفشه به آب هندوانه يا آب كدوى تازه يا آب خربزه بشويند پس به آب صافى شير گرم صفا دهند . ديگرى : بادام شيرين و كتيرا و صمغ و آرد باقلا و ايرسا و سريشم جمله برابر يكديگر ، سريشم را بگذارند و به دستور ادويه را نرم ساييده و نرم بيخته در هاون بدان بسرشند و به كار دارند چنانكه گفته شد . و اگر در آب صمغ عربى يا در سفيده تخممرغ سرشته سازند هم نيكو بود . و اگر در هر هفته يك نوبت بشره را به تيزاب نرم بشويند اولى بود . و حنا در آب كاسنى سرشته شبها بر روى طلا كنند آفتابگرفتگى را زايل كند . و چون روى از رنگ حنا رنگين شود به سفيداب و روشويه و استحمام پاك شود و رنگ صافى گردد و اگر سيماب كشته را حل سازند اقوى بود و اكثر لكها را هم به برد و تخم ترب و مصطكى و كندر و انجير و سودهء عاج و اسفيداج و مردارسنگ و سفال آب خورده و مقل